دل نوشته های یک دانشجو

ژانویه 27, 2010

وقتي شاه به امام يك ميليون رشوه مي دهد!!

دسته‌ها: تحلیلی_سیاسی — arghavaniha @ 18:27

شاه پيغام داد: كاري نكن كه چكمه ي پدرم را بپوشم و به قم بيايم!

امام پاسخ داد: چكمه پدرت براي ژاي تو بزرگ است

شاه پيغام داد: اگر بپذيري از ايران بروي، من مبلغ يك ميليون تومان به تو مي دهم!

امام پاسخ داد: تو بيا از ايران برو، من مبلغ 25 ميليون تومان به تو مي دهم!!

شاه پرسيد: چنين مبلغ هنگفتي را از كجا مي آوري؟!

امام پاسخ گفته است: از هر فرد ايراني، خرد و كلان مي خواهم كه به شكرانه ي رفتن تو فقط يك تومان بدهد!!

فیضیه خونین!!

دسته‌ها: تحلیلی_سیاسی, دل نوشته هام — arghavaniha @ 17:59

یکی از شه پرستان روی سینه پیرمردی روحانی و ریش سفید نشست و خنجر زیر گلویش گذاشتو از او خواست بگوید: «جاوید شاه»

پیرمرد گفت: “جاوید شاه”

گفت از ته دل بگو جاوید شاه!!

بار دیگر پیرمرد گفت: “جاوید شاه”

گفت بگو «مرگ بر اسلام»

پیرمرد روحانی چشم ها را بست و گفت: “اشهد ان لا اله الا الله- اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله”

دژخیم شاه وقتی آن پیرمرد را آماده کشته شدن دید، دست از سرش برداشت؛ لاکن با لگد محکمی که به پهلوی او زد او را بیهوش کرد

ژانویه 25, 2010

گفتگو با … خور موسوی

دسته‌ها: تحلیلی_سیاسی — arghavaniha @ 18:08

تغيير موضع رسمي يك اصلاح طلب!

دسته‌ها: تحلیلی_سیاسی, عکس نوشته هام — arghavaniha @ 18:05

عكس هاي زير مروبط به “فریبا داودی مهاجر” است كه در سال هاي دولت اصلاحات فعاليت هاي زيادي در حوزه دانشگاه داشت و البته در ليست اصلاح طلبان براي انتخابات شوراي شهر بود.

حالا اما كمي عوض شده است!

ژانویه 21, 2010

با كاروان نيزه سفر مي كنم پدر/با طعنه هاي حرمله سر مي كنم پدر!

دسته‌ها: دل نوشته هام — arghavaniha @ 18:49

نيمه شب كه در هاي اجابت وا شد

يوسف گمشده ي دختركي پيدا شد

يا رقيه

آنكه همراه سخن هاش همه لكنت بود

چون كه چشمش به پدر خورد، زبانش وا شد

چون كه عطر پدرش را به خرابه حس كرد

يا علي گفت و به صد رنج ز جايش پا شد

هاتفي داد ندا چشم تو روشن خانم!

آنكه مي گفت نداري تو پدر، رسوا شد

رفت و تا روز جزا بهر تسلاي يتيم

شام بدنام ترين نقطه اين دنيا شد

سوره ي كوثر اين قافله را دق دادند

باز هم زينب غمديده ما تنها شد

محمد حسين رحيميان

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام.